گنج

۱۰- آیات ۷۰ تا ۷۵

۲۶ بیت

وَ لَقَدْ کَرَّمْنٰا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنٰاهُمْ فِی اَلْبَرِّ وَ اَلْبَحْرِ وَ رَزَقْنٰاهُمْ مِنَ اَلطَّیِّبٰاتِ وَ فَضَّلْنٰاهُمْ عَلیٰ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنٰا تَفْضِیلاً (۷۰) یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُنٰاسٍ بِإِمٰامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولٰئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتٰابَهُمْ وَ لاٰ یُظْلَمُونَ فَتِیلاً (۷۱) وَ مَنْ کٰانَ فِی هٰذِهِ أَعْمیٰ فَهُوَ فِی اَلْآخِرَةِ أَعْمیٰ وَ أَضَلُّ سَبِیلاً (۷۲) وَ إِنْ کٰادُوا لَیَفْتِنُونَکَ عَنِ اَلَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ لِتَفْتَرِیَ عَلَیْنٰا غَیْرَهُ وَ إِذاً لاَتَّخَذُوکَ خَلِیلاً (۷۳) وَ لَوْ لاٰ أَنْ ثَبَّتْنٰاکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئاً قَلِیلاً (۷۴) إِذاً لَأَذَقْنٰاکَ ضِعْفَ اَلْحَیٰاةِ وَ ضِعْفَ اَلْمَمٰاتِ ثُمَّ لاٰ تَجِدُ لَکَ عَلَیْنٰا نَصِیراً (۷۵)

و بتحقیق گرامی گردانیدیم فرزندان آدم را و برداشتیم ایشان را در خشکی و دریا و روزی‌دادیمشان از پاکیزه‌ها و افزونی دادیمشان بر بسیاری از آنکه آفریدیم افزونی دادنی (۷۰) روزی که می‌خوانیم همه مردمان را امامشان پس از آنکه داده شد کتابش بدست راستش پس آنها می‌خوانند نامه خود را و ستم کرده نمی‌شوند به اندازۀ فتیله خرما (۷۱) و کسی که باشد در این دنیا کور پس اوست در آخرت کور و گمراه تراست از راه (۷۲) و بدرستی که نزدیک بودند که بفتنه اندازند ترا از آنچه وحی کردیم بسوی تو تا افترا بندی بر ما جز آنچه وحی کردیم آن را و آن‌گاه بگیرند ترا دوست (۷۳) و اگر نه اینکه ثبات دادیم ترا هر آینه نزدیک بود که میل کنی بسوی ایشان چیزی را اندک (۷۴) آن‌گاه هر آینه می‌چشانیم ترا دو چندان عذاب بزرگی و دو چندان عذاب مردن پس نمی‌یافتی برای آن دو رفع عذاب یاری کننده (۷۵)

ما مکرّم کرده ایم اندر جهانجمله فرزندان آدم را چنان
تا کجا برداشتیم اندر سیرما خود ایشان را به جمله بحر و بر
رزقشان دادیم هم از طیّباتهم فزونی بر کثیر از کاینات
فضل آدم بر دو قسم است از خدافضل عام و فضل خاص از اجتبا
فضل عامش در مقام خلقت استفضل خاص از وجه عشق و وحدت است
یاد کن روزی که می خوانیم مابا امامش هر گروهی را بجا
پیشوا یا هست عقل و اعتقادکوست هادی بر صلاح و بر فساد
یا عملهای نکو و افعال بدیا پیمبر یا بلیس بی رشد
هر گروهی را دهند از هر کجاستنامۀ اعمالشان بر دست راست
پس بخوانند آن کتاب از هر قبیلنیست اِستمدیده کس قدر فتیل
هر که در دنیاست از بینش به دورهم بود در آخرت ناچار کور
دیده نگشود اعنی ار بر نیک و بدهم رسد او را که بر کوران سزد
بل ز کوران است و هم گمراه ترباشد او کی بر حقایق دیده ور
مشرکان گفتند ما را ده امانتا به سالی بت پرستیم از عیان
آوریم اسلام زآن پس بی درنگوآن بتان را بشکنیم آن دم ز سنگ
یا بگفتندش گروهی بت پرستکه تو از نفی بتان بردار دست
وآن اراذل را ز خود می کن به دورتا که بنیوشیم قولت در حضور
بهر استرضای ایشان خواست اوتا شود راضی مگر بینند رو
آمد آیت که شدند ایشان قریبکافکنندت در بلائی ای حبیب
زآنچه کآن سوی تو بود آن وحی ماتا کنی بر ما جز آن را افترا
آن زمانت تا مگر گیرند دوستکی شود یار آنکه در معنی عدوست
گر نه آن باشد که دادیمت ثباتتا به عصمت یافتی خود التفات
تو بُدی نزدیک تا مایل شویسوی ایشان و اندکی همدل شوی
می چشاندیم آن زمانت از عذابدر حیات و موت بر ضعف از شتاب
بر دو چندان از عذاب دیگرانبر تو یعنی آمدی بر ناگهان
بهر خود پس ناصری نایافتیتا به دفع محنتت بشتافتی