گنج

۶- آیات ۵۷ تا ۶۳

۲۰ بیت

وَ یَجْعَلُونَ لِلّٰهِ اَلْبَنٰاتِ سُبْحٰانَهُ وَ لَهُمْ مٰا یَشْتَهُونَ (۵۷) وَ إِذٰا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثیٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ (۵۸) یَتَوٰاریٰ مِنَ اَلْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مٰا بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلیٰ هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی اَلتُّرٰابِ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَحْکُمُونَ (۵۹) لِلَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ اَلسَّوْءِ وَ لِلّٰهِ اَلْمَثَلُ اَلْأَعْلیٰ وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (۶۰) وَ لَوْ یُؤٰاخِذُ اَللّٰهُ اَلنّٰاسَ بِظُلْمِهِمْ مٰا تَرَکَ عَلَیْهٰا مِنْ دَابَّةٍ وَ لٰکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ لاٰ یَسْتَأْخِرُونَ سٰاعَةً وَ لاٰ یَسْتَقْدِمُونَ (۶۱) وَ یَجْعَلُونَ لِلّٰهِ مٰا یَکْرَهُونَ وَ تَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ اَلْکَذِبَ أَنَّ لَهُمُ اَلْحُسْنیٰ لاٰ جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ اَلنّٰارَ وَ أَنَّهُمْ مُفْرَطُونَ (۶۲) تَاللّٰهِ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَزَیَّنَ لَهُمُ اَلشَّیْطٰانُ أَعْمٰالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ اَلْیَوْمَ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ (۶۳)

و می‌گردانند برای خدا دختران را پاک است او و مر ایشان‌راست آنچه می‌خواهند (۵۷) و چون مژده داده شود یکی از ایشان بمؤنث می‌گردد رویش سیاه کرده شده و او باشد پر از خشم (۵۸) پنهان شود از قوم از بدی آنچه مژده داده شد بآن که آیا نگه داردش بر خواری یا پنهان کندش در خاک آگاه باشید بد است آنچه حکم می‌کنند (۵۹) از برای آنان که نمی‌گروند بآخرت مثل بد است و از برای خداست مثل برتر و اوست غالب درست کردار (۶۰) و اگر مؤاخذه می‌کرد خدا مردمان را بستمشان نگذاشته بود بر روی زمین هیچ جنبنده و لیکن باز پس می‌دارد ایشان را تا وقتی نام برده شده پس وقتی که آمد اجلشان باز پس نمی‌مانند ساعتی و پیش نمی‌افتد (۶۱) و می‌گردانند از برای خدا آنچه ناخوش می‌دارند و وصف می‌کند زبانهاشان دروغ را که مر ایشان‌راست خوبی ناچار بدرستی که مر ایشان‌راست آتش و بدرستی که ایشانند پیش فرستادگان (۶۲) بخدا سوگند بحقیقت فرستادیم بسوی امتانی پیش از تو پس آراسته کرد برای ایشان دیو رجیم کردارشان را پس اوست دوست ایشان امروز و مر ایشان‌راست عذاب دردناک (۶۳)

هم بگردانند بهر حق بناتپاک از این نسبت بود آن شاه ذات
هم مر ایشان راست خود بی گفتگوبت پرستان آنچه دارند آرزو
بر یکی چون مژده آید زآن کساندختری را بر ولادت آن زمان
روی او گردد سیاه از ننگ و لومپُر شود از خشم و متواری ز قوم
از بدیِ آن خبر کش داده اندداغ شرم و غم بر او بنهاده اند
اندر این اندیشه خواهد شد فروتا چه تدبیری کند در کار او
داردش آیا که بر خواری نگاهپوشدش یا آنکه بر خاک سیاه
پس بد است این ک ار کایشان می کنندهر بد آری زشت کیشان می کنند
آن کسان را بر سرای آخرتنیست ایمان هیچ از آن سوء صفت
وصف اعلی هست بهر کردگاردر امور او غالب است و راست کار
گر بگیرد خلق را بر ظلم و کینننهد او جنبنده ای را بر زمین
لیک تأخیر او کند در انتقامتا به وقتی که شد آن را بُرده نام
پس چو ایشان را درآید وقت خویشلحظه ای زآن نی شود پس یا که پیش
آنچه را دارند مکروه آن فرقمی بگردانند آن نسبت به حق
با وجود این ، زبانشان بر دروغوصف بر ایشان کند خیزد فروغ
از خدا باشند طامع بر بهشتوآن مثوبت با چنین اخلاق زشت
الحق ایشان را سزاوار آتش استپیشی ایشان را به آتش بس خوش است
تا الله از صدق انبیاء را بر اُممپیشتر از تو فرستادیم هم
پس بر ایشان کرد دیو آراستهکارهاشان را که بس بُد کاسته
پس مر ایشان راست دیو امروز دستهم مر ایشان را عذابی سخت هست