گنج

۳- آیات ۱۴ تا ۲۱

۳۲ بیت

وَ لَنُسْکِنَنَّکُمُ اَلْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذٰلِکَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامِی وَ خٰافَ وَعِیدِ (۱۴) وَ اِسْتَفْتَحُوا وَ خٰابَ کُلُّ جَبّٰارٍ عَنِیدٍ (۱۵) مِنْ وَرٰائِهِ جَهَنَّمُ وَ یُسْقیٰ مِنْ مٰاءٍ صَدِیدٍ (۱۶) یَتَجَرَّعُهُ وَ لاٰ یَکٰادُ یُسِیغُهُ وَ یَأْتِیهِ اَلْمَوْتُ مِنْ کُلِّ مَکٰانٍ وَ مٰا هُوَ بِمَیِّتٍ وَ مِنْ وَرٰائِهِ عَذٰابٌ غَلِیظٌ (۱۷) مَثَلُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمٰالُهُمْ کَرَمٰادٍ اِشْتَدَّتْ بِهِ اَلرِّیحُ فِی یَوْمٍ عٰاصِفٍ لاٰ یَقْدِرُونَ مِمّٰا کَسَبُوا عَلیٰ شَیْ‌ءٍ ذٰلِکَ هُوَ اَلضَّلاٰلُ اَلْبَعِیدُ (۱۸) أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اَللّٰهَ خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ (۱۹) وَ مٰا ذٰلِکَ عَلَی اَللّٰهِ بِعَزِیزٍ (۲۰) وَ بَرَزُوا لِلّٰهِ جَمِیعاً فَقٰالَ اَلضُّعَفٰاءُ لِلَّذِینَ اِسْتَکْبَرُوا إِنّٰا کُنّٰا لَکُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنّٰا مِنْ عَذٰابِ اَللّٰهِ مِنْ شَیْ‌ءٍ قٰالُوا لَوْ هَدٰانَا اَللّٰهُ لَهَدَیْنٰاکُمْ سَوٰاءٌ عَلَیْنٰا أَ جَزِعْنٰا أَمْ صَبَرْنٰا مٰا لَنٰا مِنْ مَحِیصٍ (۲۱)

و ساکن می‌گردانیم شما را در آن زمین از پس ایشان آن از برای کسیست که ترسید از مقام من و ترسید از وعده عذابم (۱۴) و طلب فتح کردند و نومید شد هر سرکش حق‌ناپذیری (۱۵) از پس او دوزخ است و آب داده می‌شود از آبی که خون جراحتست (۱۶) جرعه جرعه می‌آشامد آن را و نزدیک نباشد که فرو بردش بآسانی و می‌آید مرگ او را از همه جا و نیست او مرده و از پس او عذابیست سخت (۱۷) مثل آنان که کافر شدند بپروردگارشان کردارشان چون خاکستریست که سخت بوزد بآن باد در روزی که باد سخت می‌آمده باشد قادر نباشند از آنچه کسب کرده باشند بر چیزی آنست آن گمراهی دور (۱۸) آیا ندانی که خدا آفرید آسمانها و زمین را براستی اگر خواهد ببرد شما را و بیاورد خلقی تازه (۱۹) و نیست آن بر خدا دشوار (۲۰) و ظاهر شدند بر خدا همگی پس گفتند ضعیفان مر آنان را که طلب بزرگی کردند بدرستی که بودیم ما مر شما را پیروان پس آیا شما هستید کفایت‌کنندگان از ما از عذاب خدا هیچ چیز گفتند اگر هدایت کرده بود ما را خدا هدایت کرده بودیم شما را یکسانست بر ما خواه جزع نموده باشیم یا صبر کرده باشیم که نسیت ما را هیچ گریزگاهی (۲۱)

مر شما را بر زمینشان جا دهمبعد ایشان اندر آن سکنا دهم
گفت پیغمبر هر آن همسایه رامی برنجاند به وفق آیه را
حق کند زآن شهر و بیت آواره اشخانه را غیری برد بر چاره اش
این بود امری مقرّر بی سخنترسد ار کس از مقام حکم من
یعنی از آن موقفی کز انتقامباز دارند اهل عالم را تمام
یا که ترسد از وعیدم بر عذابکآن بود موجود در یوم الحساب
گرچه نزد آنکه عقلش رهبر استهر دمی حشر و حساب دیگر است
پس طلب کردند نصرت از خدایا که حکم اندر ترافع انبیا
باز رستند انبیاء، شد نا امیدهر کسی کو بود جبّار عنید
بعد از ا ین هم دوزخ آمد جایشانمیدهند از آبِ آتش زایشان
جرعه جرعه می خورند ایشان از اونیست نزدیک آن ز تلخی بر گلو
گر قباحت های نفس بد سیربشنوی، این پیش آن باشد شِکر
آید او را رنج موت از هر مکانلیک نبود مرده، دارد بلکه جان
با وجود این چنین محنت ز پیسختتر باشد عذابی بهر وی
این است وصف آن کسان کز حالشانبر خدا باشد به کفر اعمالشان
همچو آن خاکستری که تندبادبگذرد بر وی به وقت اشتداد
می کند آن را پراکنده چنانکه نماند زو اثر اندر مکان
فعل نیک کافران باشد چنینتخم حنظل کی دهد بار انگبین
نیستشان قدرت به چیزی در جزازآنچه کردند اکتساب از خیرها
هر عمل کآن نیست از حزم و حضورهست گمراهی و از مقصود دور
هیچ ای بیننده آیا ننگرییا ندانی از طریق برتری
کآفریده است آن خدا از روی حقاین سماوات و زمین را بر نسق
یعنی از حکمت نه بر لغو و مجازکوست از بیهوده کاری بی نیاز
مر شما را می برد گر خواهد آنآورد خلق جدیدی در جهان
نیست این اعدام و ایجاد از اموربر خدای مقتدر دشوار و دور
مر برون آیند ز امر حق تماممردگان از قبر در یوم القیام
ظاهر ار گفت او شدند اندر شهوداز تحقق بر وقوع امر بود
عاجزان گویند پس با سرکشانپیروان کفر یعنی آن چنان
که شما را ما به جان تابع بدیممنکر پیغمبران آنسان شدیم
نک شما هستید آیا کز شتابچیزی از ما دفع سازید از عذاب
گفت گر بر ما نماید ره خداهم شما را ره نماییم از ولا
پس بگویند از ره عجز و فزعصبر ما باشد مساوی بر جزع