گنج

۲- آیات ۹ تا ۱۳

۳۳ بیت

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ اَلَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لاٰ یَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اَللّٰهُ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ (۹) قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اَللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی قٰالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونٰا عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا فَأْتُونٰا بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ (۱۰) قٰالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ وَ لٰکِنَّ اَللّٰهَ یَمُنُّ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ مٰا کٰانَ لَنٰا أَنْ نَأْتِیَکُمْ بِسُلْطٰانٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اَللّٰهِ وَ عَلَی اَللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ اَلْمُؤْمِنُونَ (۱۱) وَ مٰا لَنٰا أَلاّٰ نَتَوَکَّلَ عَلَی اَللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانٰا سُبُلَنٰا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلیٰ مٰا آذَیْتُمُونٰا وَ عَلَی اَللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ اَلْمُتَوَکِّلُونَ (۱۲) وَ قٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنٰا فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ اَلظّٰالِمِینَ (۱۳)

آیا نیامد شما را خبر آنان که بودند پیش از شما قوم نوح و عاد و ثمود و آنان که بودند بعد از ایشان نمی‌داند ایشان را مگر خدا آمد ایشان را رسولانشان با معجزات پس برگردانیدند دستهاشان را در دهنهاشان و گفتند بدرستی که ما کافر شدیم بآنچه فرستاده شدید بآن و بدرستی که ما در شکیم از آنچه می‌خوانید ما را بآن که بگمان بد اندزنده است (۹) گفتند رسولانشان آیا در خدا باشد شکی که پدیدآورنده آسمانها و زمین است می‌خواند شما را تا بیامرزد شما را از گناهانتان و بآخر اندازد شما را تا وقتی که نام برده شده گفتند نیستید شما مگر انسانی مانند ما می‌خواهید که باز دارید ما را از آنچه بودید که می‌پرستیدند پدران ما پس بیاورید بما حجتی روشن (۱۰) گفتند مر ایشان را رسولانشان نیستیم ما مگر انسانی مانند شما و لیکن خدا منت می‌نهد بر آنکه می‌خواهد از بندگانش و نباشد مر ما را که بیاوریم بشما حجتی مگر باذن خدا و بر خدا پس باید توکل کنند گروندگان (۱۱) و چیست ما را که توکل نکنیم بر خدا و بدرستی که هدایت کرد ما را براههای ما و هر آینه صبر خواهیم کرد البته بر آنکه رنجانید ما را و بر خدا پس باید توکل کنند توکل‌کنندگان (۱۲) و گفتند آنان که کافر شدند مر رسولانشان را هر آینه بیرون کنیم شما را از زمین خود یا هر آینه بر می‌گردید در کیش ما پس وحی فرستاد بایشان پروردگارشان که هر آینه هلاک می‌گردانیم ظالمان را (۱۳)

بر شما نامد خبر آیا که بیشزآن کسان که از شما بودند پیش
از قبیل نوح و عاد و هم ثمودوآن کسان کز بعدشان آمد به بود
کس نداند آن جماعت را عدداز فزونی جز خداوند احد
قرنها بودند و ز اهل آن قرونکس خبر جز حق نداد از چند و چون
می بیاوردند بر پیشینیانبیّناتی انبیاء از هر نشان
پس بگردانند ز انکار و حسددستهای خویش بر افواه خود
نگرویدستیم گفتند آنچه راکه فرستاده شدید آن را به ما
یعنی اندر زعم خود نیک اختریدوز خدا بر ما شما پیغمبرید
ما در آن باشیم بر شک و گمانکه شما خوانید خود ما را بدان
پس بگفتند آن رسولان بی هوسما شما را بر خدا خوانیم و بس
هست آیا در وجود او شکیکی کند شک در خدا ذی مدرکی
آفریننده سماوات و زمینشک کند در وی مگر بی عقل و دین
مر شما را خوانده او بر دین و راهتا بیامرزد شما را از گناه
باز پس دارد شما را در عذابتا به وقت نام برده از حساب
قوم گفتند آن رسولان را دگرنیستید الاّ شما چون ما بشر
بازمان خواهید دارید از جفامی پرستیدند زآنچه آباء ما
حجتی آرید بر ما پس متیناین است فَأتُونَ بِسُلْطانٍ مُبِین
باز گفتند آن رسولان قوم راما نه ایم الاّ بشر همچون شما
لیک حق منّت گذارد از ودادبر هر آن عبدی که خواهد از عباد
نیست ما را حجتی کز اقتراحآن شما خواهید از ما بی صلاح
جز که آن باشد به فرمان خدابی ز امرش نیست راهی بر هدا
هر نبی را معجزی گردیده خاصجز بر آن او را نباشد اختصاص
تکیه ما را نیست جز بر امر حقهر چه او بنوشته خوانیم از ورق
پس توکل مؤمنان را بر خداستبی توکلّ نیست کس بر راه راست
چیست ما را که توکل ناوریمبر خدای خود کز او روشن فریم
یعنی او بنموده بر ما راه راستهم به دست او زمام کارهاست
صبر، ما با الله کنیم از اعتمادبر اذیّتها که بینیم از عباد
بر خدا باید توکل پس کنندواندر آن باشند راسخ و ارجمند
بر رسل گفتند کفار از عیانکز زمین خود کنیم اخراجتان
عود یا بر ما کنید از روی کیشیعنی اندر ملت و آئین پیش
پس قسم خوردند تا از این دو کارخود یکی واقع شود اندر قرار
پس بر ایشان وحی آمد با قسمبر هلاک اهل ظلم از ذوالکرم
کرد خواهم یعنی ایشان را هلاکجسمشان ویران کنم، جان را هلاک