گنج

۵- آیات ۱۹ تا ۳۰

۵۳ بیت

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ اَلْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا اَلْأَلْبٰابِ (۱۹) اَلَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اَللّٰهِ وَ لاٰ یَنْقُضُونَ اَلْمِیثٰاقَ (۲۰) وَ اَلَّذِینَ یَصِلُونَ مٰا أَمَرَ اَللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخٰافُونَ سُوءَ اَلْحِسٰابِ (۲۱) وَ اَلَّذِینَ صَبَرُوا اِبْتِغٰاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقٰامُوا اَلصَّلاٰةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ سِرًّا وَ عَلاٰنِیَةً وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ اَلسَّیِّئَةَ أُولٰئِکَ لَهُمْ عُقْبَی اَلدّٰارِ (۲۲) جَنّٰاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهٰا وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ أَزْوٰاجِهِمْ وَ ذُرِّیّٰاتِهِمْ وَ اَلْمَلاٰئِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ‌ کُلِّ بٰابٍ (۲۳) سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ بِمٰا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی اَلدّٰارِ (۲۴) وَ اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اَللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اَللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی اَلْأَرْضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اَللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ اَلدّٰارِ (۲۵) اَللّٰهُ یَبْسُطُ اَلرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ یَقْدِرُ وَ فَرِحُوا بِالْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا وَ مَا اَلْحَیٰاةُ اَلدُّنْیٰا فِی اَلْآخِرَةِ إِلاّٰ مَتٰاعٌ (۲۶) وَ یَقُولُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اَللّٰهَ یُضِلُّ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنٰابَ (۲۷) اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اَللّٰهِ أَلاٰ بِذِکْرِ اَللّٰهِ تَطْمَئِنُّ اَلْقُلُوبُ (۲۸) اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ طُوبیٰ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ (۲۹) کَذٰلِکَ أَرْسَلْنٰاکَ فِی أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهٰا أُمَمٌ لِتَتْلُوَا عَلَیْهِمُ اَلَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ وَ هُمْ یَکْفُرُونَ بِالرَّحْمٰنِ قُلْ هُوَ رَبِّی لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ مَتٰابِ (۳۰)

آیا پس آنکه می‌داند جز این نیست آنچه فرو فرستاده شد بتو از پروردگارت حق است چون کسی است که او کور است جز این نیست که پند پذیرند صاحبان خردها (۱۹) آنان که وفا می‌کنند به پیمان خدا و نمی‌شکنند پیمان را (۲۰) و آنان که می‌پیوندند آنچه را امر کرده خدا بآن که پیوند کرده شود و می‌ترسند از پروردگارشان و بیم دارند از بدی حساب (۲۱) و آنان که صبر کردند برای طلب وجه پروردگارشان و بر پای داشتند نماز را و انفاق نمودند از آنچه روزی دادیمشان نهان و آشکار و دفع می‌کنند بخوبی بدی را آنها مر ایشان‌راست عاقبت آن سرای (۲۲) بهشتهای اقامت دائمی که داخل می‌شوند آنها را و کسی که شایسته شد از پدرانشان و جفتهاشان و فرزندانشان و ملائکه داخل می‌شوند بر ایشان از هر دری (۲۳) سلام بر شما بسبب آنچه صبر کردید پس خوبست انجام آن سرای (۲۴) و آنان که می‌شکنند پیمان خدا را پس از استوار کردنش و می‌برند آنچه را امر کرده خدا بآن که وصل کرده شود و فساد می‌کنند در زمین آنها مر ایشان‌راست لعنت و مر ایشان‌راست بدی آن سرای (۲۵) خدا وسیع می‌کند روزی را برای آنان که می‌خواهد و تنگ می‌گرداند و شاد شدند بر زندگانی دنیا و نیست زندگانی دنیا در آخرت مگر متاعی (۲۶) و می‌گویند آنان که کفر شدند چرا فرو فرستاده نشد بر او آیتی از پروردگارش بگو بدرستی که خدا گمراه می‌گذارد آن را که می‌خواهد و هدایت می‌کند بسوی خود آن را که بازگشت کرد (۲۷) آنان که گرویدند و می‌آرامد دلهاشان بذکر خدا آگاه باشید بذکر خدا می‌آرامد دلها (۲۸) آنان که گرویدند و کردند کارهای شایسته خوش باد مر ایشان را و نیکویی بازگشت (۲۹) همچنین فرستادیم در امتی که گذشتند از پیش آنها امتها تا بخوانی بر ایشان چیزی را که وحی فرستادیم بتو و ایشان کافر می‌شوند بخدای بخشنده بگو اوست پروردگار من نیست الهی مگر او بر او توکل کردم و باوست بازگشت من (۳۰)

داند آیا کس فرستادند بازسویت آنچه از کردگار بی نیاز
راست باشد بی ز تشکیک و گمانو اعمی است آن کس که کرد انکار آن
غیر از این نبود کز آن گیرند پندصاحبان عقلهای ارجمند
آن کسان کایشان به عهد حق وفاءمیکنند از غیر نقضی بی جفاء
وآنکه پیوندند با آن کامرشانکرده حق بر وی به تحقیق و نشان
باشد آن پیوندشان بالاتصالبا هر آنچه عقل از آن یابد کمال
هم بودشان خشیّت از حق در عِقابهم هراسانند از سوء الحساب
وآن کسان که مکاره یا جهادصابرند و ثابت اندر اعتقاد
از پی خوشنودی پروردگارنه از ریاء و سمعهای یا ز اشتهار
داشتند از فرض هم برپا نمازبر فقیران نفقه کردند از نیاز
آنچه از ما بودشان رزق و معاشنفقه پس دادند از آن پنهان و فاش
دفع کردند از نکویی های چندآنچه بود آن زشت و پست و ناپسند
نیکی آوردند بر پاداش بدعفو کردند و عطاء از قلب و ید
باشد ایشان را یقین انجام نیکجنّت عدن و مقام بی شریک
اندر آن گردند داخل از فلاحوآنکه با ایشان بود مع در صلاح
از پدرها و از زنان و اولادشانباشد ار بر خیر استعدادشان
داخل آن افرشتگان از کل بابدر سلام آیندشان بی اجتناب
بر شما باد از شکیبایی درودصبرتان چون در بلاء افزوده بود
گفت پیغمبر رسیدی بر خدااز فقیری، بهتر آمد کز غنا
زآنکه اهل فقر آنجا سرورندنزد حق از دیگران نیکوترند
نیست چیزی بِه ز فقر اندر خصالدار نیکو فقر خود را ای بلال
بس بود نیکو سرانجام فقیرنِعمَ عُقبَی الدار بشنو آن بگیر
وآن کسان که نقض عهد حق کنندبعد محکم کردن آن را بشکنند
قطع سازند امر حق را زآن به اصلکه بدان زو حکم پیوند است و وصل
میکنند اندر زمین ، ظلم و فساددوری است از رحمت ایشان را زیاد
بد بُوَدشان بس سرای آخرتیا که سوء عاقبت بی معذرت
رزق هر کس را که می خواهد خدااز ره حکمت گشاید هر کجا
هم نماید تنگ بر هر کس که خواستوسعت و تنگی ارزاق از خداست
گشته اند این اهل دنیا جمله شادبر حیات دنیی بی اعتماد
زندگیِ این جهان پر صُداعنیست اندر آخرت غیر از متاع
کافران گویند نازل از چه رومی نگردد آیت از ربّش بر او
گو کند گمره خدای آن را که خواستیعنی آن کو بازگشت از راه راست
ره نماید هم بر آن کو بازگشتکرد بر وی ، وز منیّتها گذشت
مؤمنان آرام یابد قلبشانمر به ذکر حق که سازد جلبشان
می بدانید اینکه بر ذکر خدامطمئن گردد قلوب با صفا
آن کسان که بگرویده بر حقندکرده اند اعمال نیکو و الیقند
باشد ایشان را خوشیها بی حسابدر جزاء طُوبَی لَهُم حُسنُ مَآب
ای محمّد (ص) همچنین از رحمتیما فرستادیمت اندر امتی
امتی که برگذشت است از نشانپیش از ایشان بوده آنچه از امّتان
تا که برخوانی بر ایشان آنچه وحیشد ز ما سوی تو اندر امر و نهی
گرچه هیچ ایشان به رحمان نگروندنام او از سمع ایمان نشنوند
چونکه در صلح حدیبیه نوشتعهدنامه آن رسول خوش سرشت
بسمله چون برنوشتند ابتداءمشرکان کردند از رحمان اِباء
ما به رحمان نیستیم آگه به راستگو که او پروردگار ماسواست
آنکه معبودی جز او نبود به ذاتمن بر او کردم توکل از جهات
هم به سوی اوست ما را بازگشتهم تمام ماسوی را بازگشت
مشرکان گفتند با خیر الوریکه تو گویی من رسولم از خدا
هست وین قرآن ز حق نازل به منخواهی ار تابع شویمت بی سخن
پس به این قرآن جبال مکه رادور کن تا ارض ما یابد فضا
ارض را بشکاف تا گردد روانجویها بهر زراعت در زمان
جَد خود یعنی قصیّ بن کلابزنده کن او را به قول مستجاب
تا که در حقیّتت گردد گواهگوید این باشد پیمبر از اِله
چون ز عیسی بهترم گویی صریحمرده را می کرد زنده پس مسیح