گنج

۸- آیات ۶۱ تا ۶۸

۴۲ بیت

وَ إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً قٰالَ یٰا قَوْمِ اُعْبُدُوا اَللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ‌ اَلْأَرْضِ وَ اِسْتَعْمَرَکُمْ فِیهٰا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی قَرِیبٌ مُجِیبٌ (۶۱) قٰالُوا یٰا صٰالِحُ قَدْ کُنْتَ فِینٰا مَرْجُوًّا قَبْلَ هٰذٰا أَ تَنْهٰانٰا أَنْ نَعْبُدَ مٰا یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا وَ إِنَّنٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ (۶۲) قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ آتٰانِی مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ یَنْصُرُنِی مِنَ اَللّٰهِ إِنْ عَصَیْتُهُ فَمٰا تَزِیدُونَنِی غَیْرَ تَخْسِیرٍ (۶۳) وَ یٰا قَوْمِ هٰذِهِ نٰاقَةُ اَللّٰهِ لَکُمْ آیَةً فَذَرُوهٰا تَأْکُلْ فِی أَرْضِ اَللّٰهِ وَ لاٰ تَمَسُّوهٰا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذٰابٌ قَرِیبٌ (۶۴) فَعَقَرُوهٰا فَقٰالَ تَمَتَّعُوا فِی دٰارِکُمْ ثَلاٰثَةَ أَیّٰامٍ ذٰلِکَ وَعْدٌ غَیْرُ مَکْذُوبٍ (۶۵) فَلَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا نَجَّیْنٰا صٰالِحاً وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنّٰا وَ مِنْ خِزْیِ یَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ اَلْقَوِیُّ اَلْعَزِیزُ (۶۶) وَ أَخَذَ اَلَّذِینَ ظَلَمُوا اَلصَّیْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دِیٰارِهِمْ جٰاثِمِینَ (۶۷) کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فِیهٰا أَلاٰ إِنَّ ثَمُودَ کَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلاٰ بُعْداً لِثَمُودَ (۶۸)

و بسوی ثمود برادرشان صالح را گفت ای قوم بپرستید خدا را نیست شما را هیچ خدایی جز او آفرید شما را از زمین و عمر داد شما را در آن پس آمرزش خواهید از او پس بازگشت کنید بسوی او بدرستی که پروردگار من نزدیکست و اجابت کننده است (۶۱) گفتندی ای صالح بدرستی که بودی در ما امید داشته شده پیش از این آیا نهی می‌کنی ما را از آنکه بپرستیم آنچه را می‌پرستیدند پدران ما و بدرستی که ما هر آینه در شکیم از آنچه می‌خوانی ما را بآن که آن شکی بگمان بد اندزنده است (۶۲) گفت ای قوم خبر دهید مرا اگر باشم بر حجتی از پروردگارم و داده باشد مرا از خودش رحمتی پس کیست که یاری کند مرا از خدا اگر نافرمانی کنم او را پس نخواهید افزود مرا جز نسبت زیانکاری (۶۳) و ای قوم این ناقه خدا مر شما را آیتی است پس بگذاریدش بخورد در زمین خدا و مس مکنیدش ببدی پس خواهد گرفت شما را عذابی نزدیک (۶۴) پس پی کردند او را پس گفت زیستن کنید در خانه‌هاتان سه روز این وعده‌ایست بغیر دروغ (۶۵) پس چون آمد فرمان ما نجات دادیم صالح را و آنان که گرویدند با او برحمتی از ما و از رسوایی آن روز بدرستی که پروردگار تو اوست نیرومند غالب (۶۶) و گرفت آنان را که ستم کردند فریاد مهلک پس گشتند در خانه‌هاشان بر جای‌ماندگان (۶۷) گویا اقامت نداشتند در آن آگاه باشید بدرستی که ثمود کافر شدند بپروردگار خود بدانید هلاک باد مر ثمود را (۶۸)

« در بیان ذکر قوم صالح(ع) »

عادیان بودند ایشان قوم هودباز صالح بُرد دعوت بر ثمود
زآن أخَاهُم صالِحاً فرمود ربکو برادر بود با قوم از نسب
گفت یا قَومِ اعبُدُواْ االلهَ مَالَکُممِّنْ إلَهٍ غَیرُهُ و اولی لَکُم
غیر از او نبود خدایی کآفریدمر شما را از زمین اینسان پدید
عمر افزون دادتان با ملک و مالدر زمین هم قوّت و قدر و مجال
پس ز وی خواهید آمرزش شماسوی او گردید باز از ماسوی
مر خدای من قریب است و مجیببرده هر امیدواری ز او نصیب
قوم گفتندش که امید صلاحبر تو ما را بود افزون هم فلاح
پیش از اینکه دعوی پیغمبریدر میان ما کنی یا برتری
بودمان قصد اینکه باشی مستشاردر میان ما به عزّ و اقتدار
ز امر و نهی ات رو نگردانیم بازباشدت در قوم هر نوع امتیاز
از تو ما گشتیم اینک ناامیدزآنکه بینیمت برون از عقل و دید
نَهیمان آیا نمایی زآنچه بودپیشۀ آباء ما اندر نمود
زآنچه یعنی می پرستیدند بازگویی از آن ما نماییم احتراز
هم به تحقیق آنکه ما داریم شکزآنکه خوانی سوی او ما را تو یک
ما به دین خود نداریم ایچ ریبتا بر آن گیری تو از ما هیچ عیب
گفت گر باشم من از پروردگارحجتی را در کمال اعتبار
داده باشد رحمتی از نزد خودراه تا یابند قومی بی خرد
پس که باشد کو مرا یاری کنداز عذاب حق نگهداری کند
ترک امرش گر نمایم از وجوهنزد تبلیغ رسالت بر گروه
پس نیفزایید جز تَخْسیر هیچبر من از اندیشه های پیچ پیچ
همچنین در باب ناقه گفت راستقوم را در پند کاین ناقۀ خداست
کرده آن را بر شما حق آیتیتا مگر گیرید از وی عبرتی
پس گذاریدش خورد تا از گیاهنوشد آب از چشمه در ارض اِله
نه رسانید ایچ آزاری به ویزآنکه این ناقۀ حق است و نیک پی
پس کنید ار قصد آزارش عذاببر شما آید به نزدیک از شتاب
ناقه را کردند پس پی از تبرشرح آن گوییم در سورة قمر
بعد عقر ناقه بچۀ او به کوهرفت و زد سه بانگ از روی ستوه
آن زمان صالح نبود اندر محلچونکه آمد گشت آگه زآن عمل
گفت میباشید باقی در حیاتتا سه روز و بعد از آن نبود نجات
هیچ در این وعده نبود اختلافغیر مکذوب است یعنی بی خلاف
چارشنبه زرد شد رخها چو کاهپنجشنبه سرخ و در جمعه سیاه
پس چو امر ما در آمد با شتابرست صالح با مطیعین از عذاب
رحمتی بود این ز ما که مهتدیخود به ره گشتند و محفوظ از بدی
وز عذاب آن چنان روزی که بودجمله رسوایی و خواری بر ثمود
بس توانا باشد آن پروردگاربر نجات مؤمنان از هر قرار
باز غالب بر هلاک دشمناننزد حکمت چون رسد هنگام آن
صیحه ای اهل ستم را برگرفتکه نبود از وی فزونتر در شگفت
در سراها جمله مُردند آن چنانکه نبُد هرگز تو گویی کس در آن
می بدانید اینکه بودندی ثمودبر خدای خویش کافر در عهود
هم بدانید اینکه از بهر ثمودهست دوری یعنی از نور وجود
بعد ذکر قوم صالح وآن سقوطمی نماید حق بیان از قوم لوط