گنج

۶- آیات ۴۴ تا ۴۹

۳۰ بیت

وَ قِیلَ یٰا أَرْضُ اِبْلَعِی مٰاءَکِ وَ یٰا سَمٰاءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ اَلْمٰاءُ وَ قُضِیَ اَلْأَمْرُ وَ اِسْتَوَتْ عَلَی اَلْجُودِیِّ وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِینَ (۴۴) وَ نٰادیٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ اِبْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ اَلْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ اَلْحٰاکِمِینَ (۴۵) قٰالَ یٰا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صٰالِحٍ فَلاٰ تَسْئَلْنِ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ اَلْجٰاهِلِینَ (۴۶) قٰالَ رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْئَلَکَ مٰا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَ إِلاّٰ تَغْفِرْ لِی وَ تَرْحَمْنِی أَکُنْ مِنَ اَلْخٰاسِرِینَ (۴۷) قِیلَ یٰا نُوحُ اِهْبِطْ بِسَلاٰمٍ‌ مِنّٰا وَ بَرَکٰاتٍ عَلَیْکَ وَ عَلیٰ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَکَ وَ أُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یَمَسُّهُمْ مِنّٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ (۴۸) تِلْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ اَلْغَیْبِ نُوحِیهٰا إِلَیْکَ مٰا کُنْتَ تَعْلَمُهٰا أَنْتَ وَ لاٰ قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا فَاصْبِرْ إِنَّ اَلْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ (۴۹)

و گفته شد ای زمین فرو بر آب خود را و ای آسمان باز گیر آبت را و کم کرده شد آب و گذارده شد کار و قرار گرفت بر کوه جودی و گفته شد دوری از رحمت باد مر گروه ستمکاران را (۴۴) و بر خواند نوح پروردگارش را پس گفت ای پروردگار من بدرستی که پسرم از کسان منست و بدرستی که وعدۀ تو حق است و تو حکم‌کننده‌ترین حکم‌کنندگانی (۴۵) گفت ای نوح بدرستی که او نیست از کسان تو بدرستی که صاحب کرداری بود ناشایسته پس مخواه از من آنچه نیست مر ترا بآن دانش بدرستی که من پند می‌دهم ترا که باشی از نادانان (۴۶) گفت ای پروردگار من بدرستی که من پناه می‌برم بتو که سؤال کنم از تو آنچه نیست مرا بآن دانشی و اگر نیامرزی مرا و رحم نکنی مرا باشم از زیانکاران (۴۷) گفته شد ای نوح فرود آی بسلامی از ما و برکتها بر تو و بر گروهی چند از آنها که با تواند و امتی چندند که برخوردار کنیمشان پس برسد ایشان را از ما عذابی دردناک (۴۸) این از چیزهای نهانست وحی می‌کنیم آن را بسوی تو نبودی که تو بدانی آن را تو بخودی خود و نه قومت پیش از وحی پس صبر کن بدرستی که انجام نیک مر پرهیزکاران راست (۴۹)

بر زمین شد امر از پروردگارکه فرو بر آب خود را از قرار
هم بگیر ای آسمان آبی که زوداز تو آمد بر زمین اول فرود
زین اشارت نشف ارض است آب راهم بدینسان ماء را جذب هوا
آبها گم گشت یکجا بر زمینهِشته شد فرمان ربّ العالمین
پس به جودی یافت آن کشتی قرارکآن به موصل یا به شام است استوار
چونکه جودی روز طوفان سر به پیشاو فکند از شرم و لرزان شد به خویش
لاجرم نگذشت طوفانش ز سرشو در این معنی فرو نیکو نگر
خودنمایی ها بهل افتاده باشسر بنه بر بندگی آزاده باش
پس به جودی فُلک نوح آمد فرودزآنکه جودی عجز خود را دیده بود
گفته شد بُعد و هلاکت از خدابر ستمکاران بود در دو سرا
خواند نوح از بعد طوفان یا که پیشرب خود را با زبان عجز خویش
گفت کای پروردگار ذوالمننبود کنعان اهل و هم فرزند من
وعده کردی گفتی اندر وارداتبدهم اهلت را من از طوفان نجات
گفت ای نوح او نبُد از اهل توبل بُد از کردار ناشایسته او
اهل تو آن است کو هم دین توستنه کسی کو دشمن آئین توست
پس مپرس از من تو هیچ ار مُدرکیآنچه علمت نیست بر وی اندکی
میدهم من بر تو پند از رایگانآنکه باشی از گروه غافلان
گفت ای پروردگار من، پناهبر تو گیرم زآنکه پرسم ز اشتباه
آنچه را کز وی نیام آگاه منگر نیامرزی نبخشی و ر ز من
از زیانکاران همانا من یکماندر این دارم یقین ، نی در شکم
گفته شد کای نوح از کشتی به زیراندرآ، نک با سلامت بر سریر
بس سلامت ها که از من بر تو بادهمچنین برکات و افزونی و داد
هم سلام ما بر امت های چندکاندر ایمان تا قیامت با تو اند
همچنین باشند امتها که زودبهره بدهیم آن کسان را از وجود
پس بر ایشان می رسد هول و هلاکبعد عیش از ما عذابی دردناک
این بیان ای احمد (ص) پاکیزه جیبمر تو را می باشد از اخبار غیب
وحی ما کردیم سویت حال نوحتو نبودی آگه از وی در فتوح
نه تو بودی آگه از وی پیش از اینهم نه قومت ز اهل کفر و ز اهل دین
پس شکیبا باشد بر ایذاء ناسدر رسالت همچو نوح حق شناس
زآنکه می باشد سرانجام نکوبهر پرهیزندگان بی گفتگو