گنج

۳- آیات ۱۷ تا ۲۴

۳۳ بیت

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شٰاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ اَلْأَحْزٰابِ فَالنّٰارُ مَوْعِدُهُ فَلاٰ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ اَلْحَقُّ‌ مِنْ رَبِّکَ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ اَلنّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ (۱۷) وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ اِفْتَریٰ عَلَی اَللّٰهِ کَذِباً أُولٰئِکَ یُعْرَضُونَ عَلیٰ رَبِّهِمْ وَ یَقُولُ اَلْأَشْهٰادُ هٰؤُلاٰءِ اَلَّذِینَ کَذَبُوا عَلیٰ رَبِّهِمْ أَلاٰ لَعْنَةُ اَللّٰهِ عَلَی اَلظّٰالِمِینَ (۱۸) اَلَّذِینَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ وَ یَبْغُونَهٰا عِوَجاً وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کٰافِرُونَ (۱۹) أُولٰئِکَ لَمْ یَکُونُوا مُعْجِزِینَ فِی اَلْأَرْضِ وَ مٰا کٰانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ مِنْ أَوْلِیٰاءَ یُضٰاعَفُ لَهُمُ اَلْعَذٰابُ مٰا کٰانُوا یَسْتَطِیعُونَ اَلسَّمْعَ وَ مٰا کٰانُوا یُبْصِرُونَ (۲۰) أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ (۲۱) لاٰ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِی اَلْآخِرَةِ هُمُ اَلْأَخْسَرُونَ (۲۲) إِنَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلیٰ رَبِّهِمْ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلْجَنَّةِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ (۲۳) مَثَلُ اَلْفَرِیقَیْنِ کَالْأَعْمیٰ وَ اَلْأَصَمِّ وَ اَلْبَصِیرِ وَ اَلسَّمِیعِ هَلْ یَسْتَوِیٰانِ مَثَلاً أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ (۲۴)

آیا کسی که باشد بر بیّنه از پروردگارش و بخواند آن را شاهدی از آن و از پیشش کتاب موسی پیشوا و رحمتی آن گروه می‌گروند بآن و هر که کافر می‌شود بآن از گروه‌های دشمن پس آتش وعده‌گاه اوست پس مباش در شکی از آن بدرستی که آن حق است از پروردگارت و لیکن اکثر مردمان نمی‌گروند (۱۷) و کیست ستمکارتر از آنکه بر بافت بر خدا دروغ را آنها عرض کرده می‌شوند بر پروردگارشان و گویند گواهان این گروه آنانند که دروغ بستند بر پروردگارشان آگاه باشد لعنت خداست بر ستمکاران (۱۸) آنان که باز می‌دارند از راه خدا و می‌خواهند آن را کج و ایشانند بآخرت ایشان کافران (۱۹) آنها نباشند عاجزکنندگان در زمین و نباشد مر ایشان را از جز خدا هیچ دوستان مضاعف کرده می‌شود بر ایشان عذاب نیستند که بتوانند شنیدن و نیستند که ببینند (۲۰) آن گروه آنانند که زیان کردند بنفسهای خود و گم شد از ایشان آنچه بودند که دروغ می‌بستند (۲۱) ناچار است بدرستی که ایشان در آخرت ایشانند زیانکارتران (۲۲) بدرستی که آنها که گرویدند و کردند کارهای شایسته و آرمیدند بسوی پروردگارشان آن گروه اهل بهشتند ایشان در آن جاویدانند (۲۳) مثل آن دو گروه چون کور و کر و بینا و شنواست آیا یکسان می‌باشند بمثل آیا پس پند نمی‌گیرید (۲۴)

هر که او را باشد آیا بر قرارمر ورا برهانی از پروردگار
وز پی او را شاهدی باشد ز حقکاین بود صادق به گفتار و نسق
جمله قرآن است برهان جمیلشاهدش یا مصطفٰی(ص) یا جبرئیل
بیّنه یا آنکه خود پیغمبر استشاهد او در ولایت حیدر (ع) است
بیّنه یا خود بود برهان عقلشاهد این قرآن بود بر شأن عقل
شاهد قرآن بود تورات نیزپیش از آن در نزد ارباب تمیز
آن کتاب موسی از فرمان حقهست بر قرآن مصدّق هر ورق
بود تورات اهل دین را پیشواواسطۀ بخشایش فیض خدا
آن گروه آرند ایمان بر کتاباهل برهان یعنی از عقل و صواب
وآنکه کافر شد به قرآن یا رسولموعد ایشان راست دوزخ در دخول
پس از این موعد مباش اندر گمانکوست بر حق ز آفرینندة جهان
لیک بر وی مردم اکثر نگروندبر هوای نفس خود چون پیروند
کیست استمکاره تر زآنکه افترابندد از راه دروغی بر خدا
آن گُره گردند بر پروردگارعرض کرده نزد موقف در قرار
شاهدان گویند با قولی متینشاهدان یعنی کرام الکاتبین
یا که اشهادند آن اعضایشانمی دهند آنها گواهی بر نشان
کاین گروهند آن کسان کز بی فروغگفته بر پروردگار خود دروغ
می بدانید این به تحقیق و یقینکز خدا لعنت بود بر ظالمین
آن کسان که باز دارند از لجاجخلق را از راه حق بر اعوجاج
وآنگه ایشانند بر دیگر سرایکافر اعنی بی ز ایمان و ولای
مر خدا را نیستند ایشان یقیناز رهی عاجز کننده در زمین
هم مر ایشان را نباشد جز خدااز پی رفع عقوبت اولیا
می شود افزوده ایشان را عذاببهر اضلال و ضلالت در حساب
می نبودندی توانا در جهانمر شنیدن را و دیدن را عیان
این گروهند آنکه بر تن های خودکرده اند ایشان زیانی بی ز حد
گم شد ز ایشان خود آنچه افتراءمی نمودند از بتان اندر جزاء
شبهه نبود کآن کسان در آخرتدر زیان باشند و دور از مغفرت
وآن کسان کآورده ایمان از خلوصکرده اند اعمال نیکو بر خصوص
هم گرفتستند آرام و قرارخود به ذکر و نام آن پروردگار
آن کسانند اهل جنّت واندر آنهستشان جای آن جماعت جاودان
این دو فرقه در مثال از کفر و دینکور و کر، بینا و شنوا همچنین
می بوند آیا برابر در مثلچون نمی گیرند پند از ماحَصَل
باز بر تذکار و تنبیه از عطاءمیکند حق ذکر حال انبیاء