گنج

۱۱- آیات ۸۴ تا ۹۰

۳۳ بیت

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اُعْبُدُوا اَللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ وَ لاٰ تَنْقُصُوا اَلْمِکْیٰالَ وَ اَلْمِیزٰانَ إِنِّی أَرٰاکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ (۸۴) وَ یٰا قَوْمِ أَوْفُوا اَلْمِکْیٰالَ وَ اَلْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ وَ لاٰ تَبْخَسُوا اَلنّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی اَلْأَرْضِ مُفْسِدِینَ (۸۵) بَقِیَّتُ اَللّٰهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ وَ مٰا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ (۸۶) قٰالُوا یٰا شُعَیْبُ أَ صَلاٰتُکَ تَأْمُرُکَ أَنْ نَتْرُکَ مٰا یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِی أَمْوٰالِنٰا مٰا نَشٰؤُا إِنَّکَ لَأَنْتَ اَلْحَلِیمُ اَلرَّشِیدُ (۸۷) قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَ مٰا أُرِیدُ أَنْ أُخٰالِفَکُمْ إِلیٰ مٰا أَنْهٰاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ اَلْإِصْلاٰحَ مَا اِسْتَطَعْتُ وَ مٰا تَوْفِیقِی إِلاّٰ بِاللّٰهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنِیبُ (۸۸) وَ یٰا قَوْمِ لاٰ یَجْرِمَنَّکُمْ شِقٰاقِی أَنْ یُصِیبَکُمْ مِثْلُ مٰا أَصٰابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صٰالِحٍ وَ مٰا قَوْمُ لُوطٍ مِنْکُمْ بِبَعِیدٍ (۸۹) وَ اِسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ (۹۰)

و بسوی مدین برادرانشان شعیب را گفت ای قوم من بپرستید خدا را نیست مر شما را هیچ الهی جز او و کم مکنید پیمانه را و ترازو را بدرستی که من می‌بینم شما را با مال و چیز بسیار و بدرستی که من می‌ترسم بر شما از عذاب روزی که احاطه‌کننده است (۸۴) و ای قوم تمام دهید پیمانه و ترازو را بعدالت و کم مکنید از مردمان چیزهای ایشان را و تباهی مکنید در زمین افسادکنندگان (۸۵) باقی گذاشته خدا بهتر است از برای شما اگر باشید گروندگان و نیستم من بر شما نگهبان (۸۶) گفتند ای شعیب آیا نماز تو یعنی دعای تو فرمود ترا که ترک کنیم آنچه را می‌پرستیدند پدران ما یا آنکه بکنیم در مالهاتان آنچه می‌خواهیم بدرستی که تو هر آینه تویی بردبار هدایت یافته (۸۷) گفت ای قوم خبر دهید که اگر بوده باشیم بر حجّتی از پروردگارم و روزی کرده باشد مرا از آن روزی خوب و نمی‌خواهم که خلاف کنم شما را در آنچه نهی می‌کنم شما را از آن نمی‌خواهم مگر شایسته گردانیدن بقدر آنچه توانم و نیست توفیق من مگر بخدا بر او توکل کردم و باو بازگشت می‌کنم (۸۸) و ای قوم بران ندارد شما را مخالفت با من که برسد شما را مثل آنچه رسید قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح را و نباشد قوم لوط از شما دور (۸۹) و آمرزش خواهید از پروردگارتان پس بازگشت کنید بسوی او بدرستی که پروردگار من مهربان و دوست‌دار است (۹۰)

« در بیان ذکر قوم شعیب(ع) »

هم شعیب از ما به مدین شد رسولکه برادر بودشان اندر اصول
گفت او مرقوم خود را اعبُدُواْزآن کسی کو نیست معبودی جز او
هم نپیمایید کم پیمانه رامر حقوق خویش و هم بیگانه را
عدل باشد اصل توحید و کمالاعتدال ار نیست شرک است و ضلال
من شما را بینم اندر حسن حالمر توانگر یعنی از مال و منال
حق گذاری این بود کز مال خویشمردمان را بهره ور سازید بیش
نی که چیزی از حقوق دیگرانکم کنید ، این نیست جز بر خود زیان
من بترسم بر شما از آن عذابکه فرو گیرد شما را بی حجاب
پس بپیمایید اندر انتظاموزنها را ای گروه من تمام
قسط را نیکو نگهدارید هممی نسازید از حقوق خلق کم
بر نینگیزید در عالم فسادکه نباشد در تبهکاری مراد
آنچه حق باقی گذارد بهتر استمر شما را از من این گر باور است
خود نگهبان نیستم من بر شمابازتان تا دارم از هر ناروا
قوم گفتند ای شعیب آیا نمازکرده امرت بر مقالات دراز
ترک تا گوییم آنچه آباء مامی پرستیدند بی آراء ما
یا که بگذاریم آن افعال خویشزآنچه میخواهیم در اموال خویش
بردباری چون تو و ره یافتهچیست این اقوال بر هم بافته
چون کسی که بر کسی گوید به گفتعاقلی تو میزنی چون حرف مفت
گفت بدهید ای گروه من خبرحجتی گر باشدم از دادگر
داده باشد از نبوّت رزق نیکبر من آن پروردگار بیشریک
از نعیم دین و دنیا بی شمارداده باشد بر من آن پروردگار
پس خیانت من کنم در وحی اونزد بخرد این بود بد یا نکو
من نخواهم با شما گیرم خلافزآنچه نهی از آن نمایم بی گزاف
نهیتان آیا نمایم من ز خیرتا که آن مخصوص من باشد نه غیر
من نخواهم بر شما الاّ صلاحوآنچه باشد موجب خیر و فلاح
آنچه بتوانم بکوشم در ولاینیست هم توفیق من جز با خدای
تکیه بر آن میکنم کو قادر استبازگردم سوی آن کو حاضر است
کسب نکند بر ندارد ای گروهدشمنیِ من شما را از وجوه
آن رسد تا مر شما را که رسیدنوحیان را آن ز طوفان شدید
یا به قوم هود و صالح در ظهوراز شما خود نیست قوم لوط دور
با شما یعنی قریبند از مکانهمچنین از حیث اوقات و زمان
مغفرت خواهید از پروردگارپس به سویش بازگردید از عثار
باشد آن پروردگارم مهرباندوست بر مستغفران و تائبان