شمارهٔ ۵
ترک عقل ذوفنون کردیم ماخویش در عشق آزمون کردیم ما
بند رهرو بود چون عقل و جنونترک این عقل و جنون کردیم ما
خانه را پرداختیم از هست و نیستغیر یار از دل برون کردیم ما
تا نباشد حرفی الاحرف عشقلب خمش از کاف و نون کردیم ما
بر گذشته از مکان و لامکانجای در میخانه چون کردیم ما
در خرابات از سوادالوجه فقرهر دو عالم را زبون کردیم ما
زیر گام اندر سماع از دور جاماین سپهر نیلگون کردیم ما
تار و پود خرقه و سجاده رارشتههای ارغنون کردیم ما
کم گرفتیم این جهان از بیش و کمشور مستی تا فزون کردیم ما
همچون منظور از اناالحق بر زمیننقشها بیرنگ خون کردیم ما
سر زدوش اندر ره افکندیم مستپس زدار جان نگون کردیم ما