شمارهٔ ۴۲
ما کعبه بجز کوی خرابات نکردیمجز ابروی او قبله حاجات نکردیم
جز بر حرم عشق وی احرام نبستیمجز در گذر میکده میقات نکردیم
هر چند کم از ذره بسامان تو بودیماز مهر رخت روی بذرات نکردیم
اینخرقه که آلوده سالوس و دغل بودتطهیر جز از آب خرابات نکردیم
گوشی که پر از بانگ نی و نغمه چنگ استواعظ بپذیر ار که بطامات نکردیم
بر کار دگر دل ز تماشات نپرداختصوفی صفت ار صیقل مرآت نکردیم
بودیم زمینگیری بالای تو چون خاکدر خرقه عروج ار بسماوات نکردیم
غیر تو چو ثابت بعدم بود بتحقیقاظهار وجود از پی اثبات نکردیم
در عشق تو از خلق کشیدیم بس آزارو ز شیفتگی قصد مکافات نکردیم
باز دهد فروشی که عبوسش بجبین بودالمنه لله که ملاقات نکردیم
دل در خم گیسوی تو چون یکدله بستیمز آنحلقه دگر میل مقامات نکردیم
بیرنج رسیدیم بمقصود از آنصرفدر علم و عمل حاصل اوقات نکردیم
رفتیم بیپش لب جانبخش تو از هوشواندیشه اعجاز و کرامات نکردیم
دادیم دل و دین همه برخال و خط دوستتا شیخ نگوید که مواسات نکردیم
ز آنچشم که مستانه بما کرد نشستیمدر گوشه و اندیشه ز آفات نکردیم
بر ابروی دلدار پناه از همه کونینبردیم و بدل فکر بلیات نکردیم
تایید صفی الحق ما پیر خراباتمیگفت که جز محض عنایات نکردیم
پیمانه درستی که به پیمانه ما بستنشکست کز او ترک اضافات نکردیم