گنج

بند ۹۸

۱۴ بیت
ناکس نه درک خشم خدا از رضا کندکی ترک اعتراض به امر قضا کند
پرواز چون تواند ازین دام مرغ دلالا ز خوف بالی و بالی جدا کند
وجه حسینیش آنکه نه وجهه است در اصولگر در فروع هم به یزید اقتدا کند
کی سایه آفتاب و سرابش نماید آبصاحب دلی که فهم اله از هوا کند
حسن وفاق و قبح نفاق از هزار سویپی برد چون تمیز خلوص از ریا کند
حقیت امام چو بطلان مدعیندانست آنکه فرق امام از ورا کند
خون حسین هر که نه خون خدای خوانددر امر این قضیه کجا اعتنا کند
زین بیش اگر چه نسیت جفا ممتنع ولیدشمن چو خسته شد ستم از کف رها کند
اکوان دگر به بنگه امکان برد فروزین خون اگر خدای تقاصی بجا کند
در معرض سوال و جوابم امیدوارکز روی فضل پرسشی از حال ما کند
ز انعام عام بو که خود از یک نگاه خاصسازد ریا تقدس و رویم طلا کند
منع عطا عجب ز کریمی نظیر تستگر خاک را به فر نظر کیمیا کند
تاج شرف به تارک فخرش فرانهیچون سایه هر که زیر لوای تو جا کند
گر ره به پای بوس سگانت دهی مرادیهیم دولتی است که بر سر نهی مرا