بند ۹۶
قومی که اجتماع به بزم عزا کنندتا استماع واقعه ی کربلا کنند
هم عرشیان ز بال به خاک افکنند فرشهم قدسیان به قاتل و سامع دعا کنند
طیر و وحوش ناله ی واویلتا زنندجن و سروش ویله ی واحسرتا کنند
جبریل از اشک اهل عزا را دهد گلابتا چشم دل به صاحب آن روضه وا کنند
کو چون نوای نایره انگیز فاطمهاز نوحه صحن غمکده را نینوا کنند
پیش خود ار نیند خجل از درون شادبر حسرت رسول حجاب از خدا کنند
لب کی به خنده باز فتد داغ دیده راشرمی ز روی حضرت خیر النساء کنند
مادر چو گرید از غم فرزند با چه رویدر محضرش دهان به تبسم فرا کنند
ما نیز دل شکسته نشینیم اگر مزاحدر محفل مصیبت فرزند ما کنند
برگ طرب مساز که ترک ادب کنیهر جا که شرح ماتم آل عبا کنند
بگشای گوش هوش و فروبند کام نطقتا سینه ات به سر قضا آشنا کنند
نبود جز اشک و آه سزاوار این جلوسفرض است گر قیامت عظمی کنند
گردن کشند و دیده گشایند خیر خیرسهل است امر ما به امام اعتنا کنند
این موقعی است در خور مردان پاک بازحیف است امتزاج ورع با ریا کنند
محکم کناد محض عنایت خدای مابر دامن ولای تو دست رجای ما