گنج

بند ۹۵

۱۵ بیت
آنانکه نفس خویش جری بر جفا کنندچون صبر بر شکنجه روز جزا کنند
بهر قتال آل نبی تیغ ها به دستبا آنکه دین وی به زبان ادعا کنند
ترک تغافل اهل ستم را چو رسم نیستکاش اندکی به حالت خویش اعتنا کنند
قومی که در عقوبتشان افتراق نیستدارند اگر نماز به پا یا زنا کنند
برخویش گشته مانع نعمای سرمدیمنع نوا ز مالک منع و عطا کنند
نه خجلت از بتول و نه خشیت ز بوترابنه حرمت از رسول و نه شرم از خدا کنند
دردا که خیل فصل خداوند وصل رادر خاک و خون فکنده سر از تن جدا کنند
خون حرام وی به تهور هدر دهندمال حلال وی به تقلب هبا کنند
پیراهنی که فاطمه اش رشته پود و تاربر تن سگان گرگ شعارش قبا کنند
و آن کشته را به نعل ستوران خاره سایدر چشم خاک سرمه روش توتیا کنند
دارند پاس حرمت قرآن ولی چه سودتا خود نه امتیاز خلوص از ریا کنند
ز الفاظ اگر مراد معانی است بی گزافمعنی ندارد آنکه به لفظ اکتفا کنند
ز اهل ضلال یک سر مو کوتهی نشددر دفع حق هر آنچه توان دست و پا کنند
واسومتا به حالت امت که در نشورخود با چه رو به روی نبی دیده واکنند
جز نفی حق نخواسته در هر نشست و خاستدعوی کنند باز که حق درمیان ماست