بند ۹۴
قومی که امتیاز صواب از خطا کنندخود کاش اختیار وفا بر جفا کنند
کلک قدر نگاشت قضایای نینوابر لوح زر که باطل و حق را جدا کنند
از قهر و قتل و غارت و اخراج و دستبردهر محنتی که می شد از امکان به پا کنند
بود اقتضای حکمت مخصوص کز نخستنامی به نام خامس آل عبا کنند
در ملک غم سپه کش سلطان کربلاستهر کش فزون به بند بلا مبتلا کنند
با مهر دوست کین عدو سهل می شمارسری است حق که ساز بلا للولا کنند
آن سان که او شد امت مرحومه را کفیلخواهند اگر تلافی چندین عطا کنند
تا رستخیز هر نفس ازروی مسألتروزی هزار مرتبه خود را فدا کنند
هر ذره ذره ملک چه پنهان چه آشکارکی وز کجا تدارک این خون بها کنند
باور مکن که طایفه ی غیر مسلمینبر اهل بیت فاطمه چندین جفا کنند
اسلام بین ز کفر بتر کامت از عنادنسبت به خاندان نبوت چه ها کنند
دین کجا و کفر چه کز ننگ این گناهز اسلامیان یهود و نصاری ابا کنند
کژ راست کی شود، نرسد اهل غی به رشدروزی مگر رجوع به صدق از ریا کنند
ممکن نبود بهتر از این عکس مدعاگر باید امت اجر رسالت ادا کنند
یک دل کشد تطاول یک دهر غم کجایک تن کند تحمل چندین ستم کجا