بند ۶۵
اقسام ظلم ها که در امکان خلق بودامت به خاندان نبودت قضا نمود
زین مردم آنچه رفت بر احفاد مصطفیبا وصف کفر سر نزد از عاد یا ثمود
از مسلمین ناصبی این اهتمام رفتبر نفی وی نخاست نصارا و نه یهود
آبش نداد جز دم خنجر که دیده آهخیلی چنان بخیل و عداتی چنان عنود
شامی نکرده شرم دل از دشنه اش شکافتکوفی نبرده رحم رگ از خنجرش گشود
هم سنگ خاک شد تنش از پایمال اسبآن کآسمان به خاک جنابش برد سجود
عریان فتاد پیکر بی سر در آفتابآن را که سایبان خم گیسوی حور بود
از خاک پهنه زرد شد از خون جبهه سرخگلنار لب کش آمده بود از عطش کبود
از تیغ و نی درید چه دل های حق نگردر خاک و خون طپید چه رخ های حق نمود
فرسوده شد به تیغ چه لب های لعل تابآلوده شد ز خاک چه خطهای مشک سود
حق در زمان اگر کند این قتل را قصاصتا حشر خون رود به زمین صد چو زنده رود
باید عذاب نامتناهی جزای قومدور است این معامله از عرصه ی حدود
زین غم شکیب ماتمیان لحظه لحظه کاستچندانکه ماتمش غم ما دمبدم فزود
تا جای بر غمش نشود تنگ جاودانآثار شادی از دو جهان ماتمش زدود
کورانه هر که دعوی پرهیز می کندخنجر به قصد خون خدا تیز می کند