گنج

بند ۲۰

۱۵ بیت
کای خواهر ای ستم کش بی غم گسار مادیدی چگونه گشت سرانجام کار ما
دشمن به دودمان من انداخت آتشیکآتش فکند در دو جهان یک شرار ما
بر خاندان من شرری شعله زد که زودودی فلک بود ز دم شعله بار ما
زین تندباد حادثه انگیز فتنه خیزگلشن به باد رفت و خزان شد بهار ما
سرو و صنوبر وگل و شمشاد و ارغوانیکباره شد قلم همه از جویبار ما
رفتیم و اشک حسرت و داغ فراق مانددرچشم و سینه های شما یادگار ما
واقع به وقعه ای شده کز فرط بی کسیخون گلوی ماست وقایع نگار ما
سرهای سروران به سر نی از آن کنندکز سمت حربگه نکشید انتظار ما
از پایمال سم ستواران باد پیبرطرف دامنت ننشیند غبار ما
زین خاک بردمد همه گل های آتشیناز عکس داغ های دل داغ دار ما
باغی به جای سبزه پر از لاله بنگریروزی اگر گذار کنی بر مزار ما
از شرح شکوه فرصت دیدار چون فتدافتد فراز جد و پدر چون گذار ما
برداغ نوخطان همه صبر از خدا طلببخشد جزای خیر ترا کردگار ما
پس گفت یا رب این همه سهل است و مختصرصد جان و سر به پای تو کمتر نثا رما
زینب به زاری آمد و زد صیحه ای بلندوز برق آه شعله به هفت آسمان فکند