گنج

بند ۲

۱۵ بیت
باز از افق هلال محرم شد آشکاربرچهر چرخ ناخن ماتم شد آشکار
نی نی به قتل تشنه لبان ار نیام چرخخون ریز خنجری است که کم کم شد آشکار
یا بر افراشت رایت ماتم دگر سپهرو اینک طراز طره پرچم شد آشکار
یاراست بهر ریزش خون های بی گنهپیکانی از کمان فلک خم شد آشکار
یا از برای زخم شهیدان تشنه لباز جیب مهر نسخه ی مرهم شد آشکار
یا فر و نهب پرده گیان رسول رااز مهر و مه صحیفه و خاتم شد آشکار
یا می خرند اشک عزا کز نجوم و ماهجام بلور و دامن درهم شد آشکار
دل ها گشاید از مژه سیلاب لعل رنگاز نوک ناوکی که در این دم شد آشکار
این ماه نیست نعل مصیبت در آتش استکز بهر داغ دوده ی آدم شد آشکار
صبح نشاط دشمن و شام عزای دوستاین سور ماتمی است که با هم شد آشکار
باز از نهاد نوحه سرایان فراز و پستآشوب رستخیز به عالم شد آشکار
آهم به چرخ رفت و سرشکم به خاک ریختاکنون نتیجه دل پر غم شد آشکار
ز افغان سینه ابر پیاپی پدید گشتز امواج دیده سیل دمادم شد آشکار
آهم شراره خیز و سرشکم ستاره ریزاین آب و آتشی است که توام شد آشکار
نظم ستارگان مگر از یکدگر گسیختیا اشک این عزاست که گردون ز دیده ریخت