گنج

بند ۱۰

۱۵ بیت
آن نعش نازنین تو بی سر کجا رواستو آن سر جدا فتاده ز پیکر کجا رواست
یک قلب و تیغ ها همه تا قبضه ای دریغیک جسم و تیرها همه تا پر کجا رواست
آن حنجری که بوسه گه خاتم رسلدندان گزای دشنه و خنجر کجا رواست
گیرم صواب گرچه خطا هرچه برتو رفتاسبت بکشته تا ختن آخر کجا رواست
نو خط برادران ترا تشنه لب دریغکشتن فراز دیده ی خواهر کجا رواست
سرگشته خواهران ترا خسته دل فسوسبستن به پیش چشم برادر کجا رواست
فرزند اگر فرنگی و مادر اگر مجوسقتل پسر برابر مادر کجا رواست
یک حلقه خواهران و زنان را اسیر و عوربازو به بند و نای به چنبر کجا رواست
زن های بی برادر و اطفال بی پدرخشم آزمای خصم ستمگر کجا رواست
آن گونه تاب تشنگی آن طرفه قحط آببراهل بیت ساقی کوثر کجا رواست
ذل اسیری و غم قتل و نهیب نهبدر حق خاندان پیمبر کجا رواست
برچهره ی حریم خدا ز آستین و کفدر چشم خلق پرده و معجز کجا رواست
آن کاروان بی سر و سالار را به راهقید و طپانچه قاید و رهبر کجا رواست
در بزم کربلا شهدا را ز دور چرخاز خون حلق باده و ساغر کجا رواست
تا کربلا به پاست بلایی چنین که دیدجوری چنان که کرد و جفایی چنین که دید