شمارهٔ ۳۰۷
از آن طره ی مشکفام جانانافتاد دلم به دام جانان
از ناوک غمزه ترک او ریختخون دل ما به جام جانان
جان می دهمش به مژدگانیآرد کس اگر پیام جانان
یک روز وصال و سال ها هجرفریاد ز انتقام جانان
برخیز و بریز خون که شادمگر قتل من است کام جانان
قطع از خود و ماسوا علی الفرضشرطی است از التزام جانان
ترکش به جنود غمزه دل بردنالیم ز خاص و عام جانان
بهتر ز حلال هردو گیتی استاین یک تکه حرام جانان
صدکوه ز زر پخته اولی استیک صفحه سیم خام جانان
با رسوایی خوشم صفاییچون ننگ من است نام جانان