گنج

شمارهٔ ۲۴۷

۱۲ بیت
گرفتم چون تو سروی را قبا پوشچه حاصل کی مرا گنجد در آغوش
مرا باید مهی سیمین حمایلمرا زیبد بتی زرین سر آغوش
غزل خوان لعبتی ماهی سخن سنجبتی طیبت سرا سروی قدح نوش
حیا پرور جفا گاهی ریاکارنواگستر ولاکیشی وفا کوش
خداگویی هوا سوزی صفا سازرضا جویی عطا بخشی خطا پوش
چه نسبت مار را با آن سر زلفچه قیمت ماه را با آن بناگوش
کجا مار اینقدر مولد دلاویزکجا ماه این چنین پوید زره پوش
چه خون ها خوردم از حسرت که یکدمبنوشم جرعه ای زان چشمه ی نوش
دل از تاب رخت جوشد خدا رابه آب لب فرو بنشانش از جوش
فغان از مدعی باز آی کامشبسخن ها دارمت با لعل خاموش
نگویم یاد من کن گاه و بیگاهبه عمد از خاطرم ناور فراموش
بطی پیمود عشقت بر صفاییکه ناید تا قیامت بر سر هوش