گنج

شمارهٔ ۲۳۸

۷ بیت
ای دوست سرگذشت من از اهل راز پرسدر کار عشق حال دل از دیده ی باز پرس
سوز دل خراب ز چشم پر آب جویروز شب فراق ز زلف دراز پرس
گفتی چگونه بست به یک مو هزار دلاین راز را از آن شه اقلیم ناز پرس
تا عجز دل به چنبر زلفش بدانیماز اضطراب فاخته در چنگ باز پرس
محمود را به عشق غلام آنکه جست عیبگو شرحی از محامد حسن ایاز پرس
پرسی مراد دلبر از آزار دوست چیستاین نکته نیز از آن بت دشمن نواز پرس
در پایت آنچه داشت صفایی به دست باختوین را به راستی خود از آن پاکباز پرس