گنج

شمارهٔ ۲۱۱

۹ بیت
هرکه دلاویزی گیسوت دیدخسته دلی بسته ی هر موت دید
فتنه ی سحاری هاروت رادر نظر نرگس جادوت دید
معجز جان بخشی روح القدسدر دهن لعل سخنگوت دید
نافه گری های دم صبح راشمه ای از غالیه ی بوت دید
قدرت استادی نقاش صنعدر بر و بالای بلاجوت دید
چهر تو سنجید چو با آفتابصد فلک افزون به ترازوت دید
زهره که بودش فلکی مشتریمشتری خاک سرکوت دید
از پی صیدی چو شدی شیرگیرشیر فلک را سگ آهوت دید
تا به قدت چشم صفایی است بازسرو و صنوبر همه تابوت دید