گنج

شمارهٔ ۹۵

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: یزم۱۳ بیت
امشب از اول شب مست و خرابست دلماین چه حالست نه بیدار و نه خوابست دلم
آتشی سر زد از آن گونه و افتاد بر آبدر دل ساغر و در سینه کبابست دلم
چون سمندر بود و ماهی هر آتش و آبزنده آتش و جنبنده آبست دلم
بخیال رخ نیکوی تو گر بیتو بوددر بهشتست ولیکن بعذابست دلم
نشود پیر جوانی که بپیری نرسدپیرو پیر ز ایام شبابست دلم
نفس روباه دنی را همه عصفور ضعیفباز بازوی شه و ضیغم غابست دلم
آب ایجاد ازین چشمه بود تشنه مخوابتا سر آبست مبر ظن که سرابست دلم
بر در خواجه ختمی زده خرگاه شهودقدمی برتر قوسین ز قابست دلم
صورتم میکده و سیرت من ساقی دورسینه من خم و در خم می نابست دلم
کتب الله کتابا ابدیا بیدیهعشق باشد قلم صنع و کتابست دلم
بنیوش ای سر سودازده پیغام حبیبدر میان تو و او فصل خطابست دلم
هفت طور دل من هفت خط جام جمستمحرم راز حضورست و غیابست دلم
سر مستان صفا گرم ز مینای صفاستدر گه میکده را خشت جنابست دلم