گنج

شمارهٔ ۶۶

زین سپس دل را به رسوایی نشان خواهیم کردبا غم عشق تواش همداستان خواهیم کرد
زین خراب آباد وحشت خیمه برخواهیم کندخانه در کوی خرابات مغان خواهیم کرد
پرده از بالای چون تیر تو بر خواهیم داشتپشت تیر چرخ زین بالا، کمان خواهیم کرد
بی زمین و آسمان آب بقا خواهیم خوردخاک بر فرق زمین و آسمان خواهیم کرد
خضر و آب زندگی و ما و کف خاک فناتا کدامین زین دو عمر جاودان خواهیم کرد
خاک را و خشت را از دولت اکسیر فقرگنج باد آورد و گنج شایگان خواهیم کرد
شاهباز دل چو بال افراخت در معراج عشقشهپر روح القدس را امتحان خواهیم کرد
نان این بیدولتان خاکست و خون ما خویش رابر سر خوان حقیقت میهمان خواهیم کرد
میهمان خواهیم شد در خلوت فقر و فناوندران خلوت خدا را میزبان خواهیم کرد
بهر خدمت رشته جان بر میان خواهیم بستزین گران جانان سنگین دل، کران خواهیم کرد
جان و دل خواهیم داد اندر سر سودای عشقعقل پندارد درین سودا زیان خواهیم کرد
ملکتی جوئیم بیرون از قیاس واز قرانوندران درویش را صاحبقران خواهیم کرد
این مکان عاریت کی در خور درویش ماستاین گدا را پادشاه لامکان خواهیم کرد
ما روان گنج کونینیم و سلطان وجودچون تجلی کرد ایثار روان خواهیم کرد
تیغ اگر آید بپیش تیغ سر خواهیم داشتتیرا گر بارد نشان تیر جان خواهیم کرد
آنچه جز بردار نتوان گفت آن خواهیم گفتآنچه جز با قتل نتوان کرد آن خواهیم کرد
سر خورشید حقیقت را که در غرب خفاستجلوه گر از جانب شرق عیان خواهیم کرد
ما و سر دل دو خورشیدیم بر گردون امربا تراب صاحب الامر اقتران خواهیم کرد
این قفس کی در خور پرواز سیمرغ صفاستصعوه را ما باز قدسی آشیان خواهیم کرد