گنج

شمارهٔ ۴۰

قافیه: ارتکردند۱۲ بیت
تن ویرانه ام از لطف عمارت کردندخوبرویان که دل شیفته غارت کردند
داد دل خاک تن سوخته بر باد فناآب این مزرعه را جوی خسارت کردند
تن آلوده نه در خورد دل پاک بودطرف این مصطبه موقوف طهارت کردند
بنده همت آنان که بامراز سر خویشبگذشتند و بکونین امارت کردند
چرخ واماند و مدار فلک مهر بپاستطرح این طاق بصد گونه مهارت کردند
نقطه ئی بیش نبود اینهمه ابواب و فضولنوع تقیید بتغییر عبارت کردند
امت عشق زدید خود و دیدار خدایدیده بستند و بابروی اشارت کردند
فقرا خسرو اقلیم بقایند و فنانظر آنان که براینان بحقارت کردند
سلطنت سلطنت فقر و گدایان سلوکخسروانند که تایید صدارت کردند
دوش در میکده عشق حریفان سروشدعوت هوش به مینای بشارت کردند
راه آن ملک که شیرین دهنانند ملوکطی گدایان طریقت به مرارت کردند
خیر محضند ولی در سفر عشق صفاخوبرویان وفا پیشه شرارت کردند