شمارهٔ ۱۳۴
با دوصد ناز ز من دوش به راه عجبیبرده ماه عجبی دل به نگاه عجبی
طالب زلف تو دل بود شد ایدر ز نخستبه گناه عجبی رفت به چاه عجبی
من و چشم سیهش روز جهان کرد خرابمن ز آه عجبی او ز نگاه عجبی
تا شدم خاک نشین در میخانه عشقدستگاه عجبی دارم و جاه عجبی
سر برآورد ز خم ساغر می این عجبستکه ز چاه عجبی سر زده ماه عجبی
تکیه زد پادشه حسن تو بر بالش نازتکیه گاه عجبی بین تو ز شاه عجبی
خال هندوی بتی زد ره ایمان صفادزد راه عجبی گشت به چاه عجبی