گنج

شمارهٔ ۱۷ - و من رشحات افکاره

وزن: مستفعلن فعلن مستفعلن فعلن (بسیط مخبون)قافیه: بیم۳۰ بیت
ما زمره فقرا از روز در تعبیمخورشید اختر روز ما آفتاب شبیم
افسرده ایم بروز چون شمع و شب ببروزشمعیم و وقت فروز پروانه طلبیم
هم آفتاب کفیم هم ماه بی کلفیماز انبیا خلفیم بر اولیا سلبیم
دارنده فلکیم با امر مشترکیمچون شرک نیست یکیم چون غیر نیست ربیم
رندان خانه بدوش هشیار سر سروشبیگانه ایم ز هوش با عشق منتسبیم
بیمار و زار و غریب تب دار عشق حبیبفرمان پذیر طبیب فرمانروای تبیم
بی زیب و بی حلیم بر قله قللیممقصود بی عللیم موجود بی سببیم
گه ارض و گاه سما گه درد و گاه دواگه بنده گاه خدا ما قوم بوالعجبیم
در کشور ملکوت ما مرد قوت و قوتاز دفتر جبروت ما فرد منتخبیم
ما مرغ دانه ذات بر طرف آب حیاتاز شوق در نغمات از عشق در لهبیم
گر دوست جلوه کند پا تا بسر همه چشمور یار بوسه دهد سر تا بپای لبیم
در مکتب ملکی داننده نکتیمبر منبر فلکی خواننده خطبیم
برتر بجوهر ذات مازین حدود و جهاتبگذشته در حرکات زین هفت توقببیم
اولاد سر رسول مرد خداست نه غولما مرد مرد و ملول از خارجی نسبیم
مائیم بی حولی ملک ولای ولیکز آدم ازلی موروث و مکتسبیم
بینای ختم رسل ختم ولایت کلنا کرده طی سبل ما یار بولهبیم
بین رهسپار عدم روم و فرنک و عجمما در صراط وجود از سید عربیم
شوال تا برجب میخواره و بطلبتا آخر رمضان از اول رجبیم
باید زدار فنا اندوخت رزق بقاکز این سه ماه طلب نه ماه در طربیم
ما مفلس و بجهان پوشیم کسوت جانعوران جامه رسان بی اطلس و قصبیم
مست نشاط همیم سیل بنای غمیمشیرازه حکمیم آوازه ادبیم
ای دهر بکر عجوز بر ما چه جلوه کنیچل سال میگذرد از عمر و ما عزبیم
بر جد اختر پیر در رتبه پدریدر صورت بشری مولود ام و ابیم
شه ملک عبد صفا در شهوتست و غضبما مالکیم و سوار بر شهوت و غضبیم
ز القاب و نام گریز در ظل اسم حکیمبا صد هزار لقب مائیم و بی لقبیم
شاه لطیف دلیم انسان معتدلیمبا یار متصلیم از خویش در هربیم
قطبیم و غوث و ولی فردیم ولم یزلیقائم باسم علی عالی بهر حسبیم
راننده شبهیم داننده کتبیمنور و ضیای حبیم نشو و نمای حبیم
این ما نه ماست خداست محجوب منکر ماستحق آفتاب بقاست ما ظل محتجبیم
در ذات مبداء/ جود ما از صراط صعودفانی ز نور و جود تا عرق و تا عصبیم