شمارهٔ ۹۳
باعث آمدن روح به ابدان، عشق استسبب معرفت حضرت انسان عشق است
آفتاب از نفس صبح محبت شد گرممرشد و پیشرو صاف ضمیران عشق است
مصر را یوسف ما کرد به عالم مشهورسبب گرمی بازار عزیزان عشق است
ناشناسیم و در این خانه به عجز آمده ایممنعمان راست سلام و به فقیران عشق است
یار بگشود سر زلف شب یلدا راای جگرسوختگان شام غریبان عشق است
هر که مرد است بجز عشق ندارد کاریکسوت و کاسبی و پیشهٔ مردان عشق است
کی گرفتار به زلف و خم کاکل می شدچه کند کس به میان سلسله جنبان عشق است
چه کنی گر نگذارند سعیدا آن جایار بی رحم، تو سودایی و دربان عشق است