شمارهٔ ۸۱
صورت اندیش کی از معنی ما باخبر است؟پای خوابیده چه داند که چه در زیر سر است؟
باخبر بودن از آیین جهان نیست کمالکامل آن است که از غیر خدا بی خبر است
به قدم سیر جهان کار هوسناکان استسالک آن است که بی منت پا در سفر است
غم مخور ای دل اگر بی هنرت می خوانندهست [جایی] که همه عیب تو آنجا هنر است
لب خاموش سعیدا سخنی بی عیب استگوشهٔ امن در این دور زمان، گوش کر است