شمارهٔ ۷۴
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انبرخاست۷ بیت
آه گرمی که به یاد تو ز دل ها برخاستمرده ای بود ز اعجاز مسیحا برخاست
نرگس از مستی چشم تو چنین شد بیمارسرو آزاد به تعظیم تو از جا برخاست
هر کجا بزم طرب ساز تو شد از راه ادبزود بنشست ز پا ساغر و مینا برخاست
به هوای گل رخسار تو از پردهٔ غیبغنچه بیرون شد و نرگس به تماشا برخاست
هر دو جا رفتم و دیدم که ز بدنامی منمؤمن از کعبه و کافر ز کلیسا برخاست
وای بر حال کسی کاو به جهان دل بربستای خوشا آن که به دل از سر دنیا برخاست
از سر کون و مکان از ته دل بر سر دلبه امیدی که نشینی تو سعیدا برخاست