گنج

شمارهٔ ۵۷۶

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: وزتویی۱۰ بیت
کریمان را چه شد یارب کریمینمی بینم ز کس لطف عمیمی
نشانی از کریمان نیست امروزدر این عالم بجز عظم رمیمی
به گوشش اه نتوان کرد از ترسکه گل آشفته گردد از نسیمی
گذشتن از صراط آسان نباشدکه می خواهند ذهن مستقیمی
اگر فرعون را دانند دانندکه می باید به هر کس یک کلیمی
بیاور ای نسیم از کوی جانانپیامی یا غباری یا شمیمی
درون سینه دل چون کرد مسکنکه هر جا کعبه می باید حریمی
دگر یاری نمی کردم به یاریاگر می داشتم یار قدیمی
شکستی عهد و پیمان سهل باشدمبادا بشکنی قلب سلیمی
شنو شعر سعیدا را و درکشبه گوش خویشتن در یتیمی