گنج

شمارهٔ ۵۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انها۱۱ بیت
ای خیره چو نرگس ز جمال تو نظرهاچون غنچه پر از خون ز خیال تو جگرها
بس سنگدلانی که در این راه ز دوریچون کوه گرفتند به هر گوشه کمرها
ایام جوانی است مرادی طلب از حقدر نالهٔ پیش از دم صبح است اثرها
نی حرف زدی با کس و نی حرف شنیدیای از تو به هر کوچه و بازار خبرها
تا آب رخی گوهر مقصود نریزدکردند بسان صدف سینه سپرها
از بسکه ز هر سو به رهت منتظرانندراه نظری نیست در این راه گذرها
هشدار، زبان را سخن عشق نسوزددر باطن این نکته نهان است شررها
تاب سخنی سخت ندارد دل نازکبر شیشهٔ نازک بود از باد خطرها
آن را که خدا خواست به دنیا ندهد دلبر گردن خر بسته نمودند گهرها
کس نیست که داغی ز تو بر سینه ندارددادند ز خورشید به هر ذره شررها
هر چیز سعیدا که در او فایده ای بوددادیم به اغیار گرفتیم ضررها