گنج

شمارهٔ ۴۹۹

قافیه: انروم۷ بیت
با بتان من عشقبازی می کنمعشق را من دلنوازی می کنم
بی محبت هر که میرد کافر استهست تا جان عشقبازی می کنم
تا نیازی هست پیش او مراپیش غیرش بی نیازی می کنم
گر برد بالا به پایش اوفتمپست سازد سرفرازی می کنم
دلق من از گریه تر شد خوب شدخرقهٔ خود را نمازی می کنم
در محبت چاره ای با آن که نیستباز فکر چاره سازی می کنم
ساحت میدان وسیع افتاده استمن سعیدا ترکتازی می کنم