گنج

شمارهٔ ۴۷۱

به چوگانش اگر سر گو نمی‌کردم چه می‌کردماگر جان خاک راه او نمی‌کردم چه می‌کردم
نه عالم آن وفا دارد نه جنت آن صفا دارداگر جان بر سر آن کو نمی‌کردم چه می‌کردم
پی اثبات شمشیری که خونم ریخت آن بدخواشارت گر به آن ابرو نمی‌کردم چه می‌کردم
سویدای دل و سویدای دین و کار ایمان رااز آن گیسو اگر یک‌سو نمی‌کردم چه می‌کردم
چو آن نازک میان را خواستم در دل کشم صورتخیال خویش را چون مو نمی‌کردم چه می‌کردم
سعیدا روبه‌رو چون کرد با دنیا مرا دورانچو او با او اگر نیرو نمی‌کردم چه می‌کردم