شمارهٔ ۴۲۱
پیش رویش کرد پنهان مهر در روزن چراغکی تواند شد بلی چون روز شد روشن چراغ
لاله را گر در چمن بینی یقین دان لاله نیستداغ های رفتگان گل کرده در گلشن چراغ
در جهان اکثر که می بینیم دل افسرده اندهر که نتواند کند روشن در این مدفن چراغ
پیر کامل را مده زینهار ای سالک ز دستشب بود لازم برای پیش پا دیدن چراغ
تا نسوزد تیره بخت من سعیدا همچو شبمی گذارد آسمان هر روز بر روزن چراغ