گنج

شمارهٔ ۳۸۴

اشکی که به گلشن چمن‌آرا نکند کسزنهار که از دیده تمنا نکند کس
محکم نشود جذبهٔ قلاب محبتتا از ته دل در دل هم جا نکند کس
بردار ز رخ پرده چو خورشید که هرگزاز سهو دگر یاد مسیحا نکند کس
خوش نعمت عام تو زبان همه را بستتا از تو دگر شکوهٔ بی‌جا نکند کس
بر عاجز و بیچاره اگر رحم ثواب استپس رحم چرا بر تو سعیدا نکند کس؟