گنج

شمارهٔ ۳۶۶

قافیه: امنگیرمهرگز۷ بیت
چو آب در دل هر سنگدل برو جا گیرچو آفتاب در این خانه رنگ مینا گیر
ز زهد خشک دماغت گرفته می بینمز راه میکده گردی عبیرآسا گیر
صفای وقت به امید خم نخواهی یافتنشین و همچو گهر داد دل ز دریا گیر
قبای اطلس و دیبا نمی شود حایلهمین تو پردهٔ غفلت ز چشم خود واگیر
اگر که مرد شجاعی و همتی داریچه می دهی جگر خویش دل ز دنیا گیر
وفا چو می نتوانی جفا بکش باریکه دست اگر نتوانی گرفت خود پا گیر
چو برکشند ز هر جانبی رقیبان سرتو از میانه بیا جانب سعیدا گیر