گنج

شمارهٔ ۳۴۶

قافیه: رکاغذ۵ بیت
بی برگ شو چو نی به نوا می توان رسیداز راه نیستی به خدا می توان رسید
وامانده از وصول، اصول ای فروع جویاز سایه گر بری به هما می توان رسید
ای دل به کوی یار اگر درد، همره استمردانه زن قدم به دوا می توان رسید
چون سرو با کجی مکن الفت در این چمناز راستی به نشو و نما می توان رسید
او خود مگر به جذبه سعیدا کشد تو راورنه به جد و جهد کجا می توان رسید؟