گنج

شمارهٔ ۳۴۵

دوستان از سر این تودهٔ غم برخیزیدزود باشید چه بیش است و چه کم برخیزید
گرچه بر ساحل این دجله نشستید بسیوقت آن است که با دیدهٔ نم برخیزید
هر دلی را که غباری ز شما بنشیندزود سازید دوا و چو الم برخیزید
چند جامی بکشید و سر دارا شکنیددر خرابات نشینید و چو جم برخیزید
از کسی تا به شما و ز شما تا به کسیپیش از آن دم که رسد جور و ستم برخیزید
تا توانید به آیین عرب ننشینیدهمچو صوت از سر قانون عجم برخیزید
مدعی تا نشود کافر و مؤمن فرداچون سعیدا ز در دیر و حرم برخیزید