شمارهٔ ۳۳۶
اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آیدز جان و دل به طوف مرقد شاه نجف آید
ز دریای سخایش گرچه بسیار است امیدمقناعت می کنم ز این بحر اگر سنگی به کف آید
شهیدش بر لب کوثر چو خواهد گشت بزم آرابه رقاصی مسیحا مهر و مه با چنگ و دف آید
چه سازم مدح آل او که در مداحی ایشانز جوش عقدههای در لب دریا به کف آید
سعیدا گر نبودی بندهای از بندگان اوچرا از هند مهرافزا چو خورشید این طرف آید