شمارهٔ ۳۳۴
دلم را همنشین یاری جهانگردیده میبایدرفیق نوح ای جان، مرد طوفاندیده میباید
به خال و خط و ابرو کی توان بردن مرا از جاکه در تاراج دل، چشم نگه دزدیده میباید
به جانان خوش نباشد نامه را خالی فرستادندر این مکتوب با خط، جان و دل پیچیده میباید
به آن بالا نظر کردن به آن مه روبهرو گشتنبلاها دیده میباید ستم وزیده میباید
سعیدا کار خامان نیست در آتش وطن کردنکه عاشق چون سپند از دانهها برچیده میباید