شمارهٔ ۳۱۹
شیشه و پیمانه و دل غم ز هم کم میکننداهل دل از راه دل، دلپرسی هم میکنند
بس که خود را دوست میدارند ابنای زمانپیشتر از زخم ایشان فکر مرهم میکنند
غنچه را در بزم ما منع شکفتن کردهاندنخل مومی را در اینجا شمعِ ماتم میکنند
نیست غم در کشور وارستگان روزگارشادی صبح طرب در شام ماتم میکنند
قبضه داران قضا آخر سعیدا چون کمانهرکجا سرو قدی سر میکشد خم میکنند