شمارهٔ ۳۱۸
خوبان نه ناز [بیهده] آغاز می کنندایشان به بردن دل ما ناز می کنند
چون سرو هر کسی که ز برگ و ثمر گذشتآزاد می کنند و سرافراز می کنند
در کار می کنند دو صد عقدهٔ دگرهر عقده ای که از دل ما باز می کنند
آنان که سر به جیب تفکر کشیده اندبر روی خود ز غیب، دری باز می کنند
خاموش نیستند فرورفتگان خاکاز راه دل به همدگر آواز می کنند
هر دم هزار مرغ هوس از سریر دلبی خویش در هوای تو پرواز می کنند
آیینه می شود دل اگر آهنین بوددر آتش غم تو چو پرداز می کنند
مرغان بال بستهٔ نظاره هر زماندر راه انتظار تو پرواز می کنند
خشت سرای عدل به صد جور می کشنداز ظلم، خانه ای دگر آغاز می کنند
کی می کنند کار خدایی جهانیان؟گر می کنند باز خدا ساز می کنند
با نازپروران ستمگر جفاکشانعرض نیاز خویش به انداز می کنند
فیضی نمی برند سعیدا ز اهل دلآنان که شرح حال دل آغاز می کنند