شمارهٔ ۳۰۳
خوش آن کسان که به فکر دل فگار خودندچو داغ لاله چراغ سر مزار خودند
چو گل شکفته دماغند در پریشانیچو ابر تازه دل از چشم اشکبار خودند
چو سرو سر به تماشا کشیده اند از باغچو سبزه در قدم یار گلعذار خودند
چو زخم لب ز شکایت دوباره دوخته اندچو داغ تازه شب وروز در فشار خودند
ز غفلت است سعیدا که غیر می بینندز خواب ناز چو خیزند در کنار خودند