گنج

شمارهٔ ۳۰

قافیه: ورا۵ بیت
خط یاقوت لعلش تا نمود آن مصحف رو رانگاهش می کند تفسیر، بسم الله ابرو را
به پا می پیچدش سنبل پی بوسیدن پایشبه هر وادی که آن بدخو پریشان می کند مو را
زبان تیغ می بندد نگاه تیز جادویشکه را دستی که گیرد نکته آن چشم سخنگو را؟
نه تنها دل سیاهی می کند بی او در این صحراسیه کرد انتظار جلوهٔ او چشم آهو را
سعیدا جوی خون گردد روان از چشم حیرانماگر یک دم نبینم در کنار آن سرو دلجو را