گنج

شمارهٔ ۲۹۹

قافیه: ارخودند۸ بیت
خط رخسار تو را گرچه ز بر باید خواندصنعت این است که بی زیر و زبر باید خواند
می توان گفت ز لب حرف به هر گوش ولیصفت چشم به ارباب نظر باید خواند
ز هنر گوی به ما بی هنران عیب مگویعیب را رفته به اصحاب هنر باید خواند
بسکه عالم شده از سنگلدلی گوش گرانبعد از این وعظ به دیوار و به در باید خواند
یاد مجنون به بیابان جنون باید کردنقل فرهاد به هر کوه و کمر باید خواند
نی در آغوش کشی نی ز برت دور کنینام ترکیب تو [بی] نفع و ضرر باید خواند
عیب کردن هنری را همه از بی هنری استگر تو داری هنری، عیب هنر باید خواند
گر بود نغمهٔ عشاق سعیدا در دلمست باید شد و هنگام سحر باید خواند