شمارهٔ ۲۹۵
به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمدهمای رفته ز بخت بلند باز آمد
فکنده سر به زمین قاصدم به سوی تو رفتچو دید قامت سرو تو سرفراز آمد
بجز ترانهٔ ناقوس نغمه راست نکرداگرچه مطرب عشق از ره حجاز آمد
کسی است عاشق صادق که در شب هستیچو صبح خوشدل و چون شمع جانگداز آمد
جهانیان و جهان و جمادیان و نباتحقیقتی است که در صورت مجاز آمد
قسم به حضرت عزت که نازنینان راخبر دهید سعیدای بی نیاز آمد