گنج

شمارهٔ ۲۹۴

قافیه: ارامدنیامد۶ بیت
خارخار دل کجا در دیدهٔ ما می‌خلدخار ماهی کی به چشم موج دریا می‌خلد
دستگاه صنع را انگشت رد هم نیست، روخار چون از دست افتد باز در پا می‌خلد
بس که یاران ملایم‌طبع سنگین‌طینتندرشتهٔ گوهر به چشم سوزن ما می‌خلد
در دل مفلس نباشد آرزوی هیچ چیزخارخار اکثر به جان اهل دنیا می‌خلد
از ملایم ظاهران زنهار در اندیشه باشپنبه دارد نرمی و در چشم مینا می‌خلد
گفتگوی مدعی در بزم ما کردن خطاستحرف بدگو هم سعیدا بد به دل‌ها می‌خلد