گنج

شمارهٔ ۲۵۸

داغ را چون لاله اجزای بدن خواهیم کردبعد از این مانند گل جا در چمن خواهیم کرد
قوتی گر مانده باشد بعد از این در پای فکرچشم را پوشیده سیر انجمن خواهیم کرد
گفتگو با خلق تشویش دل آزرده استخامشی را قفل وسواس سخن خواهیم کرد
جسم خاکی را زراعتگاه حسرت می کنیمگریه را آب روان آن چمن خواهیم کرد
مهرهٔ مهر سلیمانی به دست آورده ایمخاک بر فرق سر دیو محن خواهیم کرد
چون زلیخا صاحب مقصد سعیدا نیستمدیده را بینا به بوی پیرهن خواهیم کرد